محمد باقر النجفي
104
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
به الههء خود سوگند مىخورد كه بايد از حوض آب محمّد و ياران او آب بياشامد و آن را ويران سازد . » « 1 » ابناسحاق مىگويد : اسود هنگام حمله سوگند خورد : « أعاهد اللَّه لأشربنّ من حَوْضهم أو لأهْدِمنّه ، أو لأموتنّ دونه » . « 2 » بر اساس ترجمهء رفيعالدّين اسحق همدانى بر نسخهاى كه در دست داشته : « اسود سوگند به لات و عزّا خورد كه امروز از سه كار ، يكى كنم : يا بروم و آب از حوض محمّد باز خورم . و اگر نه ، محمّد را پارهپاره كنم و اگر نه جنگ مىكنم تا خون خود در حوض ريزم ؛ چنان كه هيچ كس از آن آب نخورد . » به رغم اين رجزخوانىها ، اسود ، توسّط حمزة بن عبدالمطلب از پاى درآمد . واقدى معلوم مىسازد كه پس از كشتهشدن مهاجم اوّل ، عتبه ، شيبه و پسرش وليد وارد صحنه شدند و هماورد طلب كردند و خواستند كه محمّد خويشان خود را به نبرد فرستد . حمزه و على بن ابىطالب و عبيدة بن حارث بن عبدالمطلب برخاستند . « 3 » اين نبردها محدود ، و به شيوهء قبايل عرب ، تن به تن بود . از طرف قريش آغاز گرديد و ديرى نپاييد كه به شكست قريشيان منتهى شد و از اين رو بتپرستان هجوم سرسختانهء خود را آغاز كردند . بيهقى مىنويسد : « مسلمانان چون ديدند كه آتش نبرد برافروخته شد ، به پيشگاه الهى ، زارى كردند و موفقيّت مسألت نمودند . پيامبر هم در حالى كه دستهاى خود را به سوى آسمان برافراشته بود ، از خدا يارى مىخواست و استدعا مىنمود . » « 4 » براى حقير كاتب ، مهم بود كه بداند پيامبر در چنين لحظاتى چه نيايشى مىكرده است ؛ زيرا آنچه انسان در لحظات حسّاس مرگ و زندگى بر زبان مىراند ، قاعدتاً چكيدهء
--> ( 1 ) . « مغازى » ، بيهقى ، دلائلالنّبوّه ، ج 2 ، ص 280 ( 2 ) . « السيرة النّبويه » ، ج 2 ، ص 276 ، تصحيح : مصطفى السّقا . ( 3 ) . « مغازى » ، ج 1 ، ص 68 ( 4 ) . « دلائلالنّبوه » ، ج 2 ، ص 281